عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
330
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
او كردند نصر بن احمد . پس او را سعد خادم [ 1 ] بر گردن خويش نشاند و بيرون آمد ، تا بر وى بيعت كردند . و صاحب تدبيرش ابو عبد اللّه محمد بن احمد الجيهانى [ 2 ] بود . كارها بروجه نيكو پيش گرفت و همى راند . و ابو عبد اللّه جيهانى مردى دانا بود و سخت هوشيار و جلد و فاضل . و اندر همه چيزها بصارت داشت . و او را تأليفهاى بسيار است اندر هر فنى و علمى . و چون او به وزارت بنشست به همه ممالك جهان نامه نوشت . و رسمهاء همه درگاهها و ديوانها بخواست تا نسخت كردند و بنزديك او آوردند ، چون ولايت روم و تركستان و هندوستان و چين و عراق و شام و مصر و زنج [ 3 ] و زابل و كابل و سند و عرب . همه رسمهاى جهان بنزديك او آوردند ، و آن همه نسختها پيش بنهاد و اندران ( 177 ) نيك تأمل كرد ، و هر رسمى كه نيكوتر و پسنديدهتر بود ، از آنجا برداشته ، و آنچه ناستودهتر بود بگذاشت . و آن رسمهاى نيكو را بگرفت و فرمود تا همه اهل درگاه و ديوان حضرت بخارا ، آن رسمها را استعمال كردندى . و به رأى و تدبير جيهانى [ 4 ] همه كار مملكت نظام گرفت . و چند تن از خوارجيان بيرون آمدند ، و پيش هر يك لشكر فرستاد ، همه منصور و مظفر باز آمدند . و در هيچ كارى قصد نكرد ، الا مقصود او حاصل شد . و چون نصر بن احمد به اميرى بنشست ، اول كسى كه عاصى شد ، عم پدر او اسحاق بن احمد ( بود ) بسمرقند . [ 5 ] و پسر او الياس بن اسحاق پيش شغل لشكر بيستاد ، و
--> [ ( 1 - ) ] ابن اثير 7 ر 25 : احمد بن محمد بن ليث شحنهء بخارا . [ ( 2 - ) ] در هر دو نسخهء خطى و مطبوع : جهانى ؟ ابو عبد اللّه محمد بن احمد بن نصر جيهانى در جمادى الاخرى 301 ه . وزير شد و با لياقت وزارت راند ( معجم الادباء 17 ر 156 ) وفاتش 330 ه . است . [ ( 3 - ) ] ناظم : رنج ؟ ب : زنج . [ ( 4 - ) ] هر دو : جهانى ؟ [ ( 5 - ) ] ب : اول كسى كه عم پدر او اسحاق بن احمد بسمرقند عاصى شد . و ازين جمله هم اگر ( كه ) را حذف كنيم معنى آن راست مىآيد .